مشاهده / بستن موضوعات

ارتباطات

4764 بازدید

ارتباطات

ارتباط جمعی هم هنر‍‍‌‍، هم مهارت و هم علم است؛ گاهی مهارت است چون فنون اساسی و قابل یادگیری را دربرمی گیرد همچون كار با دوربین تلویزیونی یا یاداشت برداری از یك مصاحبه گاهی هنر است به این معنی كه دربرگیرنده خلا  پنهانی مثل انتخاب یك عنوان جذاب برای یك خبر یا گزارش.

علم است به این معنی كه می توان از اصول معین قابل اثباتی در كار ارتباط استفاده كرد تا پیام یا هر چیز دیگری با اثربخشی به اهداف از پیش تعیین شده، برسد.

ارتباط جمعی را نمی توان چه در بحث تكنولوژی و چه در بحث نظریه در یك یا دو جنبه محدود كرد، زیرا هنر پرسش های مهمی درباره ارتباط جمعی وجود دارد كه به روش دیگری قابل بررسی نیستند. مگر با استفاده از «روش علمی».

نظریه ها و مفاهیم ارتباط جمعی پاسخی هستند به چیستی های چگونگی ارتباط جمعی، نظریه به معنی درك ما از چگونگی جریان امور است. نظریه این امكان را به ما می دهد كه همیشه در مورد كاری كه انجام می دهیم آگاهی و درك به همراه نظریه داشته باشیم.

نظریه پردازان حوزه علوم ارتباطات از گذشته تا كنون برای تبیین بسیاری از نظریه های ارتباط جمعی از فولكلور، عقل سنتی، و عقل متعارف استفاده میکنند، همانند آن چه كه «دنیس مك كوییل» به آن اشاره كرده است.

اعتقاد نظریه پردازان علوم ارتباطات اینست كه ما به هر حال همیشه به نوعی نظریه عمل می كنیم، پس چرا كوشش نكنیم كه آن را به بهترین «نظریه» ممكن تبدیل كنیم. هدف «نظریه های ارتباط جمعی» بالا بردن درك ما از فرایند ارتباط جمعی است.

 

90 صفحه فونت 14 فایل ورد  قیمت:3000تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

 اگر مطلب مورد نظر خود را در این سایت پیدا نکردید میتوانید از قسمت سفارش پروژه جدید کار تحقیقی خود را به ما سفارش دهید

 

 

 

اثبات گرایی یا «پوزیتیویسم»: بر اساس نظریه اثبات گرایی، هر تئوری از طریق مشاهدات تجربی ساخته می شود و علم مولود تجربه است. كثرت نمونه ها كافی است تا بتوانیم در آن مورد تئوری خلق كنیم. در این رهیافت، تئوری با مشاهده حسی آغاز و با اثبات تجربی، تكوین می یابد.

مشاهده فرضیه سازی اثبات تجربی تئوری

ابطال پذیری: پوپر مبدع نظریه ابطال پذیری می گوید: تئوری، حدس و گمانی بیش نیست. وی به سؤال حدس چگونه در ذهن ساخته می شود؟ چنین پاسخ می دهد: هر انسانی نسبت به جهان اطراف خود، آگاهی دارد كه البته در مقابل ناآگاهی او نسبت به جهان، ناچیز است. از برخورد آگاهی و ناآگاهی در ذهن، مساله به وجود می آید و برای حل مساله، حدس یا گمان زده می شود؛ بعد از حدس و گمان، وارد عالم خارج می شویم برای آزمون آن، البته نه برای اثبات تئوری مان بلكه برای ابطال آن ما باید به دنبال مواردی باشیم كه تئوریمان را ابطال كند.

به اعتقاد پویر، تا زمانی كه مواردی برای ابطال تئوری یافت نشد، آن تئوری را در حد فرضیه ابطال نشده می پذیریم. لذا از دیدگاه پویر، ما مشاهده عریان نداریم و تمام مشاهدات ما مسبوق به تئوریمان هستند. ذهن انسان مانند یك نقاش عمل می كند نه مانند یك دوربین عكسبرداری.

«پوپر» می گوید ما در علم، دو مرحله داریم:

1-  مرحله گردآوری و شكار

2-   مرحله داوری

در مرحله گردآوری یا شكار كه مرحله فرضیه سازی است می توان علایق، باورها و ارزشهای خود را دخالت داد. این مرحله، الزامأ عینی نیست. در این مرحله ما تئوری را می سازیم و بعد وارد مرحله دوم كه مرحله داوری است می شویم و تئوری خود را به آزمون تجری می سپاریم. هر آنچه كه در عالم تجربه ابطال شد دور می اندازیم و بقیه را به عنوان تئوری ابطال نشده می پذیریم. لذا علم، محكوم تجربه است؛ آنچه علم را علم می كند مرحله داوری است نه مرحله گردآوری، پویر معتقد است علم یك فرایند انباشتی و تكاملی است و داوری تجربی باعث عینیت علم می شود.

پارادایم (سرمشق): توماس كوهن، فیلسوف علم معاصر، «بحث سرمشقها» را مطرح كرد. وی اعتقاد دارد اندیشه علمی، یك فرایند انباشتی و تكاملی نیست؛ بلكه اهل علم در هر زمانی، در ظل یك سرمشق غالب، به فعالیت می پردازند.

سرمشقها، راهنمای پژوهش علمی هست، تلاش علمی، غالبا در چهار چوب یك پارادایم صورت می گیرد. كوهن معتقد است كه هر جامعه علمی، تحت سلطه و سیطره مجموعه بسیار وسیعی از مفروضات مفهومی و روش شناختی است. این مفروضات در قالب نمونه های استاندارد ریخته شده اند. در اندیشه كوهن، زبان مشاهدتی بی طرف وجود ندارد. پارادایم ها دانشمندان را وادار می كنند كه جهان را به شكل خاصی ببینند.

ملاكی بیرونی كه بر اساس آن بتوان یكی از پارادایم ها را انتخاب كرد وجود ندارد؛ چرا كه ملاك ها خود، محصول پارادایم ها هستند. البته در چارچوب یك پارادایم می توان نظریه ها را ارزیابی كرد، اما معیاری عینی برای ارزیابی خود پارادایم ها وجود ندارد. پارادایم ها ابطال ناپذیرند و به شدت در مقابل تغییر مقاومت نشان می دهند.

 

سیر مطالعات ارتباطی از آغاز تا امروز

مطالعات و نظریات ارتباطی به طور خاص بعد از جنگ دوم جهانی و به عنوان یكی از شاخه های بین رشته ای علوم اجتماعی شكل گرفت. نظریات ارتباط جمعی در سیر شكل گیری جدید خود، متكی بر عناصر و زمینه های مختلفی بوده است ؛لذا بطور كلی روند تكمیل مطالعات ارتباط جمعی را می توان شامل مراحل زیر دانست:

1-پیش از دوران رنسانس، مفهوم اصلی ارتباطات، ناظر به محتوای پیام یا اندیشه های انسانی بود. از این نظر، وسیله نظر كمتر اهمیت داشت و اساسا ارتباطات معنایی بیشتر اجتماعی و فلسفی داشت. 

   2-پس از اختراع تكنیك چاپ و افزایش استفاده كنندگان از كتاب و مطبوعات، مجراهای ارتباطی اهمیت ویژه ای یافت و آثار اجتماعی ویژه ای را هم در پی داشت. از جمله این آثار می توان پیدایش شیوه های نوین ارتباطی مثل روزنامه نگاری، سهولت در زبان ارتباطی به دلیل فراگیری بیشتر و مخاطبان عام تر و توجه به مفاهیم تازه، مثل آزادی نشر و حقوق مطبوعات و مولفان را بر شمرد.

3-پس از پیدایش وسایل ارتباطی الكترونیك، مطالعات علمی ارتباطی شكل مستقل تری به خود گرفت؛ البته در این دوره كه متاثر از رشد تكنیكی ارتباطات دور بود نظریات، عمدتاً بر فراگرد انتقال پیام متكی است و كمتر جنبه های انسانی مورد توجه می باشد. در حقیقت، مدل ارتباطی، مدل مكانیكی و مهندسی است. مفاهیم ارتباطی مثل رمز، پیام، منبع، رمزگذاری و… همه حاكی  از  حاكمیت چنین نگرشی است.

4- در خلال جنگ جهانی دوم، به دلیل اهمیت یافتن جنگ روانی و تبلیغات سیاسی، ارتباطات از زاویه اقناع مطرح گردید. نشانه ها و رمزها اهمیت نظامی كسب كردند و رشته ارتباطات در مجموع، برای تبلیغات سیاسی و جنگ روانی، جنبه حیاتی یافت.

از آن پس، ارتباطات به عنوان «انتقال اطلاعات» و ارتباطات به عنوان «اقناع» به صورت دو گرایش مهم ارتباطی در فعالیتها، مطالعات و تحقیقات تخصصی دنبال شدند و در حقیقت روز به روز بر توجه بر آثار ارتباطات در نظریات علمی افزوده شد.

5-پس از جنگ جهانی دوم، با اهمیت یافتن مسائل اقتصادی و مقوله آثار اجتماعی پیام، كاركردهای خاص ارتباطات در« توسعه و نوسازی اقتصادی» مورد توجه قرار گرفت و نقش وسایل ارتباط جمعی در تبلیغات بازرگانی، چگونگی ترویج كالای خاص یا رفتاری معین، شیوه های مشخص كشاورزی و… مورد تاكید بسیاری از صاحب نظران این دوره بود.

توجه به «آثار ارتباط» به ویژه از دهه 1950 به سبب اهمیت یافتن امر توسعه اقتصادی كشورهای جهان سوم افزایش یافت. از آن پس، چون از نظر كارشناسان غربی اساس توسعه اقتصادی، رشد سریع تولید شناخته می شد، به عقیده آنان چنین رشدی ایجاب می كرد كه در رفتار انسانی تغییرات اساسی پدید آید و ارتباطات به عنوان یك عامل دگرگونی رفتارها به كار گرفته شود.

6-شرایط تازه در كاربرد ارتباطات در جهان سوم و برخی عدم موفقیتها در برنامه های نوسازی موجب گردید كه در نظریات ارتباطی، عوامل مؤثر بر فراگرد ارتباط مثل زمینه ها و تصاویر ذهنی گیرنده پیام، ارزشهای اجتماعی وجوه فرهنگی و استنباط ها و ادراكات مخاطبان مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این دیدگاه، ارتباط جزء عناصر مهم زندگی اجتماعی است و دیگر تنها به عنوان یك پدیده مكانیكی نگریسته نمی شود. یك موضوع ممكن است از سوی افراد مختلف، با ادراك ها و استنباط های گوناگون روبرو شود؛ به همین جهت جمله «معنی ها را نه در كلمات بلكه در ذهن مردم باید جستجو كرد» به صورت یك كلیشه در آمد.

7-توجه به مخاطبان پیام و شناخت نقشهای اجتماعی و كاركردهای ارتباطات در تكوین نظریات جدید ارتباطی، تاثیرات ویژه ای داشته است. در این زمینه نظریات مشهور دو طرفه دانستن جریان ارتباط و همگرایی مخاطبان به این معنا كه هر چه همگرایی مخاطبان بیشتر باشد، جریان ارتباط هم بیشتر است و نقش رابطه، بیان و مشاركت در تعریف ارتباطی قابل بررسی است. بطور كلی در این مقوله بحث بر سر ضرورت دوطرفه بودن ارتباط است و اینكه مردم نه فقط خواهان اطلاعاتند بلكه خواهان انتقال احساسات و اندیشه های خود نیز هستند........................

 

قیمت قبلی : 50000 ریال

قیمت جدید : 3000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب





0 نظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *