فروشگاه

توضیحات

جشنها آیینها و عزاداریها در آثار صادق هدایت جلال آل احمد و سیمین دانشور

 

چکیده:

نگاهی دقیق به اثار فرهیختگان و اندیشمندان فارسی حکایت از توجه خاص انها نسبت به ایینها، جشنها و عزاداریهای اقوام ایرانی در طی سالیان گذشته دارد. این مهم در اثار تالیفی و ترجمه ای صاحب نظرانی همچون صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور نیز مشاهده می گردد. هدف کلی این پژوهش بررسی و مطالعه جشنها، آیینها و عزاداریها در اثار صادق هدایت، جلال آل احمد وسیمین دانشور می باشد.

تحقیق حاضر را می توان  از نوع پژوهشهای کتابخانه ای  به شمار اورد. همچنین این تحقیق را می توان نوعی پژوهش تاریخی قلمداد نمود.

روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق از طریق مطالعه و  فیش برداری  صورت گرفته است. تحقیق حاضر در قالب ۵ فصل نگارش یافته است.

در فصل اول تحقیق به بیان کلیات تحقیق پرداخته شده است.

در فصل های بعدی این رساله  ، ضمن ارایه زندگینامه صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور ، و معرفی اثار انها به بیان و تحلیل دیدگاههای انها پیرامون مفاهیم جشن ، سرور ، ایینها و عزاداریها در کتب و اثار برجای مانده از انها پرداخته شده است. روش کار برای این منظور مطالعه خط به خط اثار و استخراج مفاهیم فوق و بیان استنباط و استنتاج محقق از کتابهای ایشان می باشد.

یافته های تحقیق نشان می دهد که در داستانها و اثار نویسندگان فوق به موضوعات اجتماعی نظیر ایینها، عزاداریها ، رسوم و جشنها و شادیها پرداخته شده است. در این میان برخی تفاوتها نیز پیرامون اثار این نویسندگان دیده می شود مثلا جایگاه عزاداریها و جشنها در ذهن هر یک از نویسندگان فوق متفاوت بوده است.

کلید واژه ها: آیین، جشن ، عزاداری، صادق هدایت ، جلال ال احمد ، سیمین دانشور

 ۱۷۰صفحه فایل ورد منابع و پاورقی دارد 

  

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

 

 

 

ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که از طریق کنترل و هدایت آنها می توان موجب تعالی یا زوال یک جامعه شد. این ارزش ها در درجه اول از نیازهای بیولوژیکی انسان سرچشمه می گیرند و تا زمانی در یک جامعه حضور دارند که پاسخ گوی نیازهای افراد آن جامعه باشند. یعنی این ارزش ها تا زمانی که دارای کارکرد مثبت هستند مورد توجه مردم خواهند بود و اگر نتوانند به ارضای نیازهای اساسی مردم جامعه کمک کنند و یا مانع ارضای آن نیازها شوند در آن صورت ارزش خود را از نظر مردم از دست خواهند داد. جشنها ، ایینها و عزاداریها از جمله مهمترین ارزشهای هر جامعه ای به شمار می روند.(حسن زاده،۱۳۸۷)

جشنها به مراسم اجتماعی اطلاق می گردد که عده ای از افراد به دنبال شکرگزاری یا سپاس از خداوند در مورد نعمتها یا فزونی ان به صورت اجتماعی برجای می اورده اند. ایرانیان در برگزاری  جشنها و ایینهای شاد و با نشاط زبانزد خاص و عام بوده اند. علاوه بر این ایین را می توان کارهای نمادین، متعارف و مرسومی به شمار اورد که در جامعه‌های انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می‌شوند. ایینها دارای انواع گوناگون بوده و ئر جوامع مختلف به صور مختلف مشاهده می شوند. از سویی دیگر می توان از عزاداریها نیز به عنوان نوعی مراسم اجتماعی که در اجتماعات انسانی روی می دهند اشاره نمود.

واژه عزاداری و سوگواری مانند واژه های صلاه و و حج اصطلاحی شرعی نیست که شناخت آن نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد، بلکه واژه ای است آئینی که نشان دهنده رفتار و مراسم خاصی است که در مواقعی به خصوص توسط اقوام و ملل گوناگون انجام می شود. مطالعه جشنها ، ایینها یا عزاداریها در جوامع مختلف مهم بوده و به عنوان بخشی از تاریخ هر کشوری به شمار می رود. افراد مختلفی نظیر مورخان یا نویسندگان ادبی در داستانها یا رمانها یا سفر نامه های خود اقدام به ثبت و نگه  داشت این مراسم و ایینها  برای نسلهای بعدی می نمایند. توجه به جشنها و عزاداریها با توجه به کارکردهای مختلفی که هریک در جوامع دارند نیز مساله مهمی است. (عاشوری ،۱۳۸۸)

نگاهی دقیق به اثار فرهیختگان و اندیشمندان فارسی حکایت از توجه خاص انها نسبت به ایینها، جشنها و عزاداریهای اقوام ایرانی در طی سالیان گذشته دارد. این مهم در اثار تالیفی و ترجمه ای صاحب نظرانی همچون صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور نیز مشاهده می گردد. در برخی اثار انها این مفاهیم  به صورت پررنگتر و در برخی اثار این موضوعات کمتر مد نظر نویسندگان فوق قرار گرفته اند. نظر به اهمیتی که مفاهیم جشنها ، ایینها و نیز عزاداریها در فرهنگ ایرانی دارند ، سعی گردیده است تا در این رساله به بررسی انها از منظر اندیشمندان یاد شده پرداخته شود.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

ایینها و جشنها و نیز عزادرایها در میان ایرانیان از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. از دیر باز مراسم مختلف غم و شادی دارای کارکردهای متنوعی برای ایرانیان بوده است و همواره ایرانیان در این گونه مراسم علاقمندانه شرکت می نمودند. به همین دلیل در بسیاری از اثار نویسندگان و صاحب نظران ادب فارسی  ، ایین ها ، جشنها و عزاداریها به تصویر کشیده شده و دارای اهمیت است.

اهمیت و ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که با مطالعات بعمل آمده مشخص گردید که موضوع مقایسه مفاهیمی همچون جشنها ، عزاداریها ، ایینها و سرور در اثار صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور  کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر علی رغم تفاوتهای نسبتا زیادی که در اثار تالیفی و ترجمه ای این سه صاحب نظر وجود دارد ، اما می توان با تاملی دقیق تر به وجوه اشتراک و شباهتهایی نیز دست . لذا اهمیت این تحقیق نیز از انجا ناشی می شود که  می تواند خواننده را با این تفاوتها و شباهتها اشنا نماید.

همچنین اهمیت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که می تواند به عنوان منبعی مناسب در اختیار صاحب نظران و محققان بعدی که قصد دارند پیرامون موضوع مورد مطالعه به تفحص و پژوهش بپردازند ، قرار گیرد .

اگر بپذیریم که در اثار نویسندگان مورد اشاره  مفاهیم و موضوعات بی شماری وجود دارند که هنوز مورد مطالعه کافی قرار نگرفته اند ، اهمیت و ضرورت بررسی و مطالعه آنها هویدا می گردد .

 

سوالات تحقیق:

۱-   در اثار صادق هدایت چگونه به موضوع جشن، سرور ، آیینها و عزاداریها پرداخته شده است؟

۲-   در اثار جلال ال احمد چگونه به موضوع جشن، سرور ، آیینها و عزاداریها پرداخته شده است؟

۳-   در اثار سیمین دانشور چگونه به موضوع جشن، سرور ، آیینها و عزاداریها پرداخته شده است؟

 فرضیه های تحقیق:

۱-   نوع روایت از جشنها ، ایینها و عزاداریها در اثار صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور با یکدیگر متفاوت است.

۲-   در اثار سه نویسنده مورد مطالعه ، ایینها ، عزاداریها و جشنها دارای جایگاه مهمی است.

اهداف تحقیق:

هدف کلی این پژوهش بررسی و مطالعه جشنها، آیینها و عزاداریها در اثار صادق هدایت، جلال آل احمد وسیمین دانشور می باشد.

اهداف فرعی:

تحقیق حاضر به دنبال بررسی و دستیابی به اهداف زیر می باشد:

۱-    مطالعه و تعیین طرز تلقی صادق هدایت از مفاهیم جشن، سرور ، ایین و عزاداری در اثار وی

۲-   مطالعه و تعیین طرز تلقی جلال  ال احمد از مفاهیم جشن، سرور ، ایین و عزاداری در اثار وی

۳-   مطالعه و تعیین طرز تلقی سیمین دانشور از مفاهیم جشن، سرور ، ایین و عزاداری در اثار وی

نوع و روش تحقیق :

تحقیق حاضر را می توان  از نوع پژوهشهای کتابخانه ای  به شمار اورد. همچنین این تحقیق را می توان نوعی پژوهش تاریخی قلمداد نمود.

روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق از طریق مطالعه و  فیش برداری  صورت گرفته است.

همچنین در این مطالعه سعی شده است تا با بررسی و مطالعه اثار برجای مانده از صادق هدایت ، جلال ال احمد و سیمین دانشور  و نقد و تحلیل آنها پیرامون موضوعات جشنها ، ایینها و عزاداریها به درک مناسبی از دیدگاههای این اندیشمندان دست یافت و بتوان به سوالات تحقیق پاسخ داد.

سازماندهی پژوهش:

تحقیق حاضر در قالب ۵ فصل نگارش یافته است.

در فصل اول تحقیق به بیان کلیات  پرداخته شده است و مقدمه، بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق ، اهداف ، سوالات و فرضیه ها و نیز روش شناسی پژوهش مورد بحث قرار گرفته است.

در فصل دوم تحقیق ، ضمن ارایه زندگینامه صادق هدایت ، و معرفی اثار وی به بیان و تحلیل دیدگاههای وی پیرامون مفاهیم جشن ، سرور ، ایینها و عزاداریها در کتب و اثار برجای مانده از وی پرداخته شده است. روش کار برای این منظور مطالعه خط به خط اثار و استخراج مفاهیم فوق و بیان استنباط و استنتاج محقق از کتابهای وی می باشد.

در فصل سوم ضمن ارایه زندگینامه جلال ال احمد ، و معرفی اثار وی به بیان و تحلیل دیدگاههای وی پیرامون مفاهیم جشن ، سرور ، ایینها و عزاداریها در نوشته های ایشان شده است.

در فصل چهارم نیز به مانند دو فصل پیشین ضمن ارایه زندگینامه سیمین دانشور ، و معرفی اثار وی به بیان و تحلیل دیدگاههای وی پیرامون مفاهیم جشن ، سرور ، ایینها و عزاداریها در کتب و اثار برجای مانده از وی پرداخته شده است.

در فصل پنجم و پایانی رساله به مقایسه مفاهیم مورد مطالعه در دیدگاههای صاحب نظران پرداخته شده و  سعی گردیده است تا مطالعه ای تطبیقی شکل گیرد. همچنین در این فصل نتیجه گیری و جمع بندی ارایه شده و پیشنهاداتی برای محققان اتی مطرح گردیده است.

 

فصل دوم

 

جشن ، سرور ، ایینها و عزاداریها دراثار صادق هدایت

 

زندگی نامه صادق هدایت:

از کودکی تا آغاز جوانی

صادق هدایت در ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران در خانواده‌ای اصل‌ونسب‌دار و متشخّص متولد شد. پدرش هدایت‌قلی‌خان (اعتضاد الملک) و نام مادرش نیرالملوک (نوهی مخبر السلطنهی هدایت) نوه عموی اعتضاد الملک بود. جدّ اعلای صادق رضاقلی‌خان هدایت از رجال معروف عصر ناصری و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع الفصحا و اجمل التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و دو برادر و سه خواهر بزرگ‌تر از خود داشت.

صادق هدایت تحصیلات ابتدایی را در مدرسهی علمیهی تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال ۱۹۱۶ به خاطر بیماری چشم‌درد مدرسه را ترک کرد و در ۱۹۱۷ در مدرسهی سن‌لویی که مدرسهی فرانسوی‌ها بود، به تحصیل پرداخت. به گفتهی خود هدایت اولین آشنایی‌اش با ادبیّات جهانی در این مدرسه بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی می‌داد و کشیش هم او را با ادبیّات جهانی آشنا می‌کرد. در همین مدرسه صادق به علوم خفیه و متافیزیک علاقه پیدا کرد. این علاقه بعدها هم ادامه پیدا کرد و هدایت نوشتارهایی در این مورد انتشار داد. در همین دوران صادق گیاه‌خوار شده بود و به اصرار و پند بستگانش وقعی نمی‌نهاد. در سال ۱۹۲۴، در حالی که هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود دو کتاب کوچک انتشار داد: «انسان و حیوان» که راجع به مهربانی با حیوان‌ها و فواید گیاه‌خواری است و تصحیحی از رباعیات خیام با نام رباعیات خیام به همراه مقدمه‌ای مفصّل.

گیاه‌خواری

صادق هدایت در جوانی گیاه‌خوار شد و کتابی در فواید گیاه‌خواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاه‌خوار باقی‌ماند. بزرگ علوی در این باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»

 

عزیمت به اروپا

هدایت در ۱۹۲۵ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و با اوّلین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و در رشتهی مهندسی به تحصیل پرداخت. در همین سال مقالهی «مرگ در گان» را در روزنامهی ایرانشهر که در آلمان منتشر می‌شد به چاپ رساند و مقاله‌ای به فرانسوی به نام «جادوگری در ایران» در مجلهی له‌ویل دلیس نوشت. هدایت از وضع تحصیل و رشته‌اش در بلژیک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آن‌جا به پاریس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سر انجام در ۱۹۲۷ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد. در همین سال نسخهی کامل‌تری از کتاب «انسان و حیوان» با نام فواید گیاهخواری با مقدمهی حسین کاظم‌زادهی ایرانشهر به چاپ می‌رسد.

خودکشی اول و نخستین داستان‌ها

صادق هدایت پس از اولین خودکشی نافرجامش در پاریس، این عکس در خانه عیسی هدایت در پاریس (۱۳۰۷) گرفته شده است.صادق هدایت در سال ۱۹۲۸ اقدام به خودکشی در رود مارن کرد، لیکن یک قایق ماهیگیری او را نجات داد. در همین دوران در پاریس با دختری به نام ترز دوست بود. صادق در مورد خودکشی‌اش به برادرش محمود می‌نویسد: «یک دیوانگی کردم به خیر گذشت.» ادعا شده‌است که راجع به خودکشی نخستش توضیحی به هیچ‌کس نداده‌است. اما م. فرزانه سال‌ها بعد از زبان هدایت (سال‌ها بعد از خودکشی اولش) نقل می‌کند که علت خودکشی مسائل عاطفی بوده‌است.

نخستین نمونه‌های داستان‌های کوتاه هدایت در همان سال خودکشی‌اش صورت گرفت. نمایشنامهی «پروین دختر ساسان» و داستان کوتاه «مادلن» را در همین دوران نوشته‌است. پس از خودکشی نیز داستان معروف «زنده به گور» و «اسیر فرانسوی» و رسالهی طنزآمیز «البعثه الاسلامیه الی بلاد الافرنجیه» را نوشت.

بازگشت به تهران

هدایت در سال ۱۹۳۰، بی آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی مشغول به کار شد. لیکن از وضع کارش راضی نبود و در نامه‌ای که به تقی رضوی (که دوستیشان در دوران متوسطه آغاز شده بود) در پاریس نوشته‌است، از حال و روز خود شکایت می‌کند. دوستی با حسن قائمیان که پس از مرگ هدایت خود را وقف شناساندن او کرد در بانک ملی اتفاق افتاد. در همین سال مجموعه داستان زنده‌به‌گور و نمایشنامهی پروین دختر ساسان در تهران منتشر شد و هدایت با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شده و حلقهی دوستی‌ای ایجاد می‌شود که نامش را گروه ربعه گذاشتند.

گروه ربعه

در آن دوران گروهی از ادیبان کهنه‌کار بودند که به آن‌ها ادبای سبعه می‌گفتند و به گفتهی مجتبی مینوی «هر مجله و کتاب و روزنامه‌ای که به فارسی منتشر می‌شد از آثار قلم آن‌ها خالی نبود.» این هفت تن که درواقع بیشتر از هفت تن بودند شامل کسانی چون محمدتقی بهار، عباس اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، سعید نفیسی و بدیع‌الزمان فروزانفر و محمد قزوینی می‌شدند. گروه ربعه این نام را برای دهن‌کجی به این افراد (که به نظر ایشان کهنه‌پرست بودند) انتخاب کردند. گفتگو و دیدارهای گروه ربعه در رستورانها و کافه‌های تهران بود. بعدها نیز افراد دیگری چون پرویز ناتل خانلری، عبدالحسین نوشین، غلامحسین مین‌باشیان و نیما یوشیج به این گروه اضافه شدند. این گروه به فعالیت‌های ادبی و فرهنگی پرداختند و آثاری چند در این سالها با همکاری همدیگر انتشار دادند. مینوی در بارهی این دوران می‌گوید: «ما با تعصب جنگ می‌کردیم و برای تحصیل آزادی می‌کوشیدیم و مرکز دایرهی ما صادق هدایت بود.» سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ برای هدایت دورانی پربار محسوب می‌شود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد.

انیران را با همکاری علوی و شین پرتو نوشت. مجموعهی داستان‌های کوتاه سایه‌روشن نمایشنامهی مازیار با مقدمهی مینوی، کتاب مستطاب وغ‌وغ ساهاب با همکاری مسعود فرزاد و مجموعه داستان‌های کوتاه سه قطره خون و چندین داستان کوتاه دیگر در این دوران به چاپ رسید. در این دوران شور میهن‌دوستی و بیگانه‌ستیزی در بسیاری از آثار وی موج می‌زند.

همچنین هدایت برای اولین بار در ایران اقدام به جمع‌آوری متل‌ها و داستان‌های عامیانه کرد و نوشتار «اوسانه» و کتاب نیرنگستان را در این موضوع به چاپ رساند. به علاوه طی دو مقاله در مجلهی سخن راجع به فولکلور و ادبیات توده مطالبی نوشت. مجلهی موسیقی را هم در این دوران بنا نهاد.

هدایت در خلال این سالها به ترجمهی آثاری از چخوف و نویسندگان دیگر نیز پرداخت و همچنین در کتاب رباعیات خیام خود تجدید نظر کرد و آن را مفصل‌تر با عنوان ترانه‌های خیام انتشار داد. سفرنامه‌ای هم راجع به سفرش به اصفهان به نام اصفهان نصف جهان نوشت.

سفر به هندوستان

هدایت در اواخر عمرهدایت در سال ۱۳۱۵ به همراه شین پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت کرد. در هند به فراگیری زبان پهلوی نزد دانشمند پارسی (از پارسیان هند) بهرام گور انکلساریا پرداخت و کارنامهی اردشیر پاپکان را در هند از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.

در طی اقامت خود در بمبئی اثر معروف خود بوف کور را با دست بر روی کاغذ استنیسل نوشته، به صورت پلی‌کپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخه‌ای برای مجتبی مینوی که در لندن اقامت داشت و نسخه‌ای برای جمالزاده که آن زمان در ژنو بود. عده‌ای داستان بوف کور را محصول حال و هوای هند می‌دانند، لیکن چنانکه از گفتگوهای هدایت و فرزانه بر می‌آید هدایت کار روی این اثر را از سالها پیش شروع کرده بود به قول هدایت در گلویش گیر کرده بود[احتیاج به ذکر صفحهی فرزانه]. در نسخهی پلی‌کپی‌ای که از بوف کور در هند انتشار داد نوشته بود که چاپ اثر در ایران ممنوع است. علاوه بر اینها هدایت دو داستان به زبان فرانسوی در هند به چاپ رساند: “Lunatique    ” و “Sampingue    “.

بازگشت از هندوستان

صادق هدایت در سال ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. سال بعد از بانک ملی استعفا داده، در وزارت فرهنگ استخدام شد. او تا سال ۱۳۲۰ که متفقین ایران رااشغال کردند به فعالیت‌های ادبی پرداخت و چندین داستان و مقاله انتشار داد. کارنامهی اردشیر بابکان را در مجلهی موسیقی و گجسته ابالیش (ترجمه از متن پهلوی) را جداگانه (در انتشارات ابن سینا) چاپ کرد. با وجود این بوف کور همچنان در ایران منتشر نشده بود.

اشغال ایران توسط متفقین و بازشدن فضای سیاسی

در سال ۱۳۲۰ هدایت در دانشکدهی هنرهای زیبا با سمت مترجم استخدام شد. با اشغال ایران به دست متفقین و باز شدن فضای سیاسی بوف کور به صورت پاورقی در روزنامهی ایران به‌صورت سانسورشده به چاپ رسید. در سال ۱۳۲۱ مجموعهی سگ ولگرد را انتشار داده، ترجمه‌هایی از شهرستان‌های ایران گزارش گمان‌شکن و یادگار جاماسپ از پهلوی به فارسی صورت داد. بعد از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ و پایان جنگ جهانی دوم انتقادهای اجتماعی صادق هدایت شدت می‌گیرد. داستان بلند حاجی‌آقا داستان کوتاه «آب زندگی» و مجموعهی ولنگاری که همه مضامین اجتماعی دارند در این دوران به چاپ رسیدند. علاوه بر این فعالیت‌ها هدایت به نوشتن مقاله‌های نقد ادبی و ترجمهی آثاری از کافکا نیز پرداخت و در نشریه‌های مختلف به چاپ رساند. چند اثر دیگر پهلوی را هم ترجمه کرد. در سال ۱۳۲۴ هدایت سفری به تاشکند داشت و در انجمن فرهنگی ایران و شوروی از او تقدیر شد.

در این دوران بسیاری از رفقای هدایت از جمله علوی و عبدالحسین نوشین به حزب توده پیوسته بودند و در مجموع نشست و برخاست وی با توده‌ای‌ها بیشتر شده بود و حتی مقالاتی در روزنامهی مردم که ارگان حزب توده بود با نام مستعار به چاپ رساند. لیکن علی‌رغم اصرار سردمداران حزب هرگز به حزب توده نپیوست.

پایان جنگ و یأس و نومیدی

پس از پایان جنگ و پیش‌آمدن مسائل آذربایجان هدایت از توده‌ای‌ها هم سرخورده شد و بیش از پیش به شرایط بدبین شد. بدبینی او به شرایط در نامه‌هایی که به جمال‌زاده و شهیدنورایی نوشته‌است، دیده می‌شود.

در سال ۱۳۲۶ به نوشتن توپ مرواری پرداخت اما این اثر تا پس از مرگش به چاپ نرسید. معروف‌ترین نام مستعار او که توپ مرواری هم تحت آن منتشر شد هادی صداقت است. در ۱۳۲۷ مقالهی «پیام کافکا» به صورت مقدمه‌ای بر کتاب گروه محکومین نوشتهی کافکا و ترجمهی حسن قائمیان نوشت. در سال ۱۳۲۹ با همکاری حسن قائمیان داستان «مسخ» کافکا را ترجمه کرد و در مجلهی سخن انتشار داد. در ۱۲ آذر همان سال با گرفتن گواهی پزشکی (برای اخذ روادید) و فروختن کتابهایش به فرانسه رفت. در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد. سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌ای‌اش در پاریس با گاز خودکشی کرد. او نخستین نویسنده و ادیب ایرانی محسوب می‌شود که خودکشی کرده است. وی چند روز قبل از انتحار بسیاری از داستان‌های چاپ‌نشده‌اش را نابود کرده بود. هدایت را در قبرستان پرلاشز به خاک سپردند. مراسم خاکسپاری‌اش با حضور عده‌ای قلیل از ایرانیان و فرانسویان صورت گرفت.

 

شرح حال صادق هدایت به قلم خودش

آذر ۱۳۲۴« من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده‌ام اما پیش بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهی خوانندگانست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهی زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهی چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهی خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلاً اندازهی اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند.

از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهی برجسته‌ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهی بی مصرفی قضاوت محیط دربارهی من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد

آرامگاه صادق هدایت در قطعهی ۸۵ گورستان پرلاشز، پاریس واقع است.

سال شمار تفصیلی آثار صادق هدایت
«۱۳۰۲رباعیات خیام» : کتاب مستقل
«۱۳۰۳زبان حال یک الاغ به وقت مرگ»: مجله وفا سال دوم شماره ۶ صفحه ۱۶۴ تا ۱۶۸
«انسان و حیوان»: کتاب مستقل – انتشارات بروخیم
«۱۳۰۵ جادوگری در ایران»: La Magie en Perse : به فارنسه در مجله فرانسوی لووال دیسیس Le Voile dIsis شماره ۷۹ سال ۳۱ چاپ پاریس
داستان «مرگ» در مجله ایرانشهر دوره چهارم شماره ۱۱ چاپ برلن صفحه ۶۸۰ تا ۶۸۲
«۱۳۰۶ فواید گیاهخواری»: کتاب مستقل- چاپ برلین
«۱۳۰۸ زنده به گو»
«اسیر فرانسوی»
«۱۳۰۹ پروین دختر ساسان»: کتاب مستقل- کتابخانه فردوسی
مجموعه «زنده به گور» مشتمل بر داستانهای:
زنده به گور
اسیر فرانسوی
داود گوژپشت
مادلن
آتش پرست
آبجی خانم
مرده خورها
آب زندگی
«۱۳۱۰ سایه مغول» در مجموعه انیران – مطبعه فرهومند
«کور و برادرش: ترجمه از آرتور شینسلر Arthur Schnitzler نویسنده اطریشی، مجله افسانه، دوره سوم، شماره ۴ و ۵
«کلاغ پیر»: ترجمه از الکساندر لانژکیلاند Alexandre Lange Kielland نویسنده نروژی، مجله افسانه، دوره ۳، شماره ۱۱، صفحه ۱- ۵
«تمشک تیغ دار»: ترجمه از آنتوان چخوف روسی Anton Pavlovitch Tchekhov ، مجله افسانه، دوره ۳، شماره ۲۳، صفحه ۱ -۵۱
«مرداب حبشه»: ترجمه از کاستن شراو نویسنده فرانسوی Gaston Cherau ، مجله افسانه، دوره ۳، شماره ۲۸

«درد دل میرزا یداله»: مجله افسانه، دوره ۳، جزوه ۲۸، صفحه ۱- ۲ که بعدا به نام داستان محلل چاپ شد
«مشاور مخصوص»: ترجمه از آنتوان چخوف، مجله افسانه، سال سوم، شماره ۲۸
«حکایت با نتیجه»: مجله افسانه، دوره ۳، شماره ۳۱، صفحه ۲ -۳
«شب های ورامین»: مجله افسانه، دوره سوم، شماره ۳۲، صفحه ۱۰ -۱۵
«اوسانه: قطع جیبی» – نشریه آریان کوده
«جادوگری در ایران»: ترجمه از فرانسه، مجله جهان نو، سال دوم، شماره اول، صفحه ۶۰ -۸۰
«۱۳۱۱ اصفهان نصف جهان»: کتاب مستقل-کتابخانه خاور
مجموعه «سه قطره خون» مشتمل بر داستانهای:
سه قطره خون
گرداب
داش آکل
آینه شکسته
طلب آمرزش
لاله
صورتک ها
چنگال ها
محلل
«چطور ژاندارک دوشیزه اورلئان شده؟» مقدمه صادق هدایت به کتاب «دوشیزه اورلئان» اثر شیلر – ترجمه بزرگ علوی – صفحه الف تا خ
۱۳۱۲ مجموعه «سایه روشن» مشتمل بر داستانهای:
س.گ.ل.ل
زنی که مردش را گم کرد
عروسک پشت پرده
آفرینگان
شب های ورامین
آخرین لبخند
پدران آدم
«نیرنگستان»- کتاب مستقل
«مازیار»- کتاب مستقل با همکاری مجتبی مینوی
«علویه خانم»- کتاب مستقل
«۱۳۱۳ وغ وغ ساهاب»- کتاب مستقل با همکاری مسعود فرزاد
«ترانه های خیام»- کتاب مستقل – مطبعه روشنایی
«البعثه الاسلامیه فی البلاد الافرنجیه» – کتاب مستقل
« شرط بندی» ترجمه از آنتوان چخوف در مجموعه گل های رنگارنگ
«۱۳۱۵ بوف کور» کتاب مستقل – چاپ پلی کپی شده
«کارنامه اردشیر پاپکان» ترجمه از متون پهلوی ضمنا شامل « زند و هومن یسن» ترجمه از متون پهلوی
«۱۳۱۸ ترانه های عامیانه» – مجله موسیقی، سال اول، شماره های ۶، صفحه ۱۷ – ۱۹٫ ۴ و ۷ صفحه ۲۴ و ۲۸٫
«متل های فارسی» – مجله موسیقی، شماره ۸
قصه های «آقاموشه»، «شنگول و منگول» – مجله موسیقی، سال اول، شماره ۸
قصه «لچک کوچولوی قرمز» – مجله موسیقی، سال دوم، شماره ۲
«۱۳۱۹ چایکووسکی» – مجله موسیقی، سال دوم، شماره ۳، خردادماه، صفحه ۲۵ – ۳۲
«پیرامون لغت فرس اسدی» – مجله موسیقی، سال دوم، شماره ۱۱ و ۱۲، صفحه ۳۱ – ۳۶
«شیوه نوین در تحقیق ادبی» – مجله موسیقی، سال دوم، شماره ۱۱ و ۱۲، صفحه ۱۹ – ۳۰
«گجسته ابالیش» – ترجمه از متن پهلوی
«۱۳۲۰ داستان ناز» در مجله موسیقی سال سوم شماره دوم، صفحه ۳۸-۳۰
«شیوه های نوین در شعر فارسی» در مجله سوم شماره ۳، صفحه ۲۲
«سنگ صبور» مجله موسیقی سال سوم، شماره ۶ و ۷، صفحه ۱۸-۱۳
۱۳۲۱  مجموعه «سگ ولگرد» شامل داستانهای
سگ ولگرد
دن ژوان کرج
بن بست
کاتیا
تخت ابونصر
تجلی
تاریکخانه
میهن پرست
«شهرستانهای ایران»: ترجمه از متن پهلوی، مجله مهر، سال هشتم، شماره اول، صفحه ۴۷ – ۵۵، شماره دوم، صفحه ۱۲۷ – ۱۳۱ و شماره سوم،صفحه ۱۶۸ – ۱۷۵
داستان «آب زندگی»: انتشارات فرهنگ تهران
بخش هایی از «بوف کور»: مجله ایران
«بن بست»: چاپ فرانسه ۱۹۴۲ Limpasse
«۱۳۲۲ علویه خانم»: کتاب مستقل
«گزارش گمان شکن» – ترجمه از متن پهلوی
«یادگار جاماسب» – ترجمه از متن پهلوی، مجله سخن، سال اول، شماره ۳،صفحه ۱۶۱ – ۱۶۷، شماره ۴ و ۵،صفحه ۲۱۷- ۲۲۰
ترجمه «گورستان زنان خیانتکار»: از آرتور کریستین سن خاورشناس دانمارکی، مجله سخن، سال اول، شماره ۷ و ۸
«جلو قانون»: ترجمه از فرانتس کافکا Frantz Kafka در مجله سخن، شماره ۱۱ و ۱۲
«کارنامه اردشیر پاپکان» – ترجمه از متن پهلوی
«چگونه نویسنده نشدم» – مجله سخن

«۱۳۲۳ آب زندگی» – روزنامه مردم
«اوراشیما» – قصه ژاپونی – ترجمه در مجله سخن، سال دوم، شماره اول، صفحه ۴۳ – ۴۵
نقد «بازرس»: اثر گوگول، ترجمه در مجله پیام نو، سال اول، صفحه ۵۲
«ملا نصرالدین در بخارا»: مجله پیام نو،سال اول، شماره اول،صفحه ۵۷
«زند و هومن یسن» – ترجمه از متن پهلوی
Lولنگاری» مجموعه داستانهای:
قضیه مرغ روح
قضیه زیر بته
قضیه فرهنگستان
قضیه دست بر قضا
قضیه خر دجال
قضیه نمک ترکی
«۱۳۲۴ حاجی آقا» – کتاب مستقل
نقد «خاموشی دریا»: اثر ورکور – مجله سخن، سال دوم،شماره سوم،صفحه ۲۲۷ – ۲۲۸
«چند نکته درباره ویس و رامین» – مجله پیام نو،سال اول،شماره نهم،صفحه ۱۵ – ۱۹ و شماره ۱۰، صفحه ۱۸ – ۲۶ – ۳۱
«طلب آمرزش» – از کتاب سه قطره خون، مجله پیام نو، سال اول، شماره ۱۲، صفحه ۲۰ – ۲۴
«شنگول و منگول»: مجله پیام نو،سال دوم، شماره سوم، صفحه ۵۴ – ۵۵
انتقاد بر ترجمه رساله «غفران» ابوالعلاء معری، مجله پیام نو، سال دوم، شماره ۹، صفحه ۶۴
«فلکلر یا فرهنگ توده» – مجله سخن،‌سال دوم، شماره ۳، صفحه ۱۷۹ – ۱۸۴ و شماره ۴، صفحه ۳۳۹ – ۳۴۲
«طرح کلی برای کاوش فلکلر یک منطقه» – مجله سخن، سال دوم، شماره ۴، صفحه ۲۶۵- ۲۷۵
«شغال و عرب» – ترجمه فرانتس کافکا،‌مجله سخن،‌سال دوم، شماره ۵، صفحه ۳۴۹
«آمدن شاه بهرام ورجاوند» – ترجمه از متن پهلوی، مجله سخن، سال دوم، شماره ۷، صفحه ۵۴۰
«خط پهلوی و الفبای صوتی»- مجله سخن، سال دوم، شماره ۸، صفحه ۶۱۶ – ۷۶۰ و شماره ۹، صفحه ۶۶۷- ۶۷۱
«دیوار» – ترجمه از ژان پل سارتر Jean Paul Sartre نویسنده فرانسوی، مجله سخن، سال دوم، شماره ۱۱ و ۱۲، صفحه ۸۳۳ – ۸۴۷
«سامپینگه» Sampingue به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
لوناتی%