فروشگاه

توضیحات

مطالعه و بررسی دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر باخزری شاعر ایرانی اشعار عربی

این پایان نامه پژوهشی پیرامون یکی از آثار ادبی ارزشمند به نام « دمیه القصر و عصره اهل العصر » تألیف نام آور ایرانی در قرن پنجم هجری ابوالحسن باخرزی می باشد که در این پژوهش به ترجمه و شرح اشعار ده تن از شاعران ایرانی تازی گوی مندرج در آن پرداخته شد .

اهمیت تحقیق

این پایان نامه سعی دارد زوایای بیشتری ازخدمات ادبی باخزری را به نمایش بگذارد و جنبه های زیبایی ـ شناختی و محتوایی آن را با اشعار دیگر شاعران ایرانی و تازی گوی عرب مورد مقایسه قرار دهد و همچنین استعداد و مهارت ایرانیان در آفرینش آثار ارزشمند و برجسته ادبی به زبان عربی را به نمایش بگذارد .

فرضیه

استعداد ایرانیان و مهارت آنها در آفرینش آثار ادبی به زبان عربی.

 ۱۸۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴منابع دارد

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

مطالعه و بررسی دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر باخزری شاعر ایرانی اشعار عربی
مطالعه و بررسی دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر باخزری شاعر ایرانی اشعار عربی

 

-۱ باخرز

پیش از پرداختن به زندگی نامه باخرزی بهتر است که گزارش کوتاهی

درباره باخرز آورده شود. باخرز یکی از توابع نیشابور در خراسان بوده است. این منطقه پس از استیلای مغولان بر خراسان، آسیب چندانی ندیده است و در سده هشتم قمری باخرز ولایتی معتبر و آباد بوده و محصولات کشاورزی آن به دیگر نقاط صادر می شد (همدانی ، ۱۳۹۹ ، ۱۱/۵۲ ).

 باخرزی در سدۀ نهم قمری (دورۀ تیموریان) از توابع هرات به شمار می رفت و پس از
فرو پاشی تیموریان و در دوران فترت سیاسی ایران و هجوم ازبکان مستقر در ماوراءالنهر

به خراسان، رفته رفته منجر به کاهش جمعیت و نابودی کاریزها در منطقه شد و بدین سان، باخرز رو به ویرانی نهاد (همان، ۱۱/۵۳).

اصل آن «بادهرزه» بوده است که معنای آن در زبان پهلوی، محل وزش باد است. این منطقه دارای یکصد و شصت و هشت روستا بوده که از جمله آنها «جوذ قان»  و مرکز آن «مالین» است که بازار مرکزی آن بشمار می آید

. این استان از مناطق حاصلخیز بشمار می آید و به باغهای خود شهرت دارد

و در قرن چهارم هجری از بزرگترین صادر کنندگان حبوبات به شمار می آمد. ادیبان زیادی درآن ظاهر شدند از جمله : احمد الحسین، تاج الدین اسماعیل، سیف الدین مظفر باخرزی و علی بن حسن باخرزی صاحب کتاب «دمیه القصر» که پدرش ادیب فاضل و سرشناسی بود (باخرزی، ۱۴۱۴، ۳/۱۵۴۲).

جهانگردانی که در سده سیزدهم از این ناحیه دیدن کرده اند با خرز

را ناحیه ای نیمه ویران، کم آب، با جمعیتی اندک توصیف کرده اند.

آثار برجها و کاریزهای ویران که در طول بیابانهای شرقی و غربی و شمالی به چشم می خورد، از رخدادهای هولناک وایام خونریزی و هجوم و ویرانگری مغولان و ازبکها خبر می دهد(همدانی،  ۱۱/۵۳).

۱-۲ نام، کنیه و لقب او

او نورالدین ابوالحسن علی بن الحسن بن ابوطیب باخرزی است و منسوب به شهر خود «باخرز» می باشد که در آن متولد گردیده، رشد پیدا کرده و بخشی از علوم را در آن فرا گرفته است. کنیه او«ابوالحسن» است این امر در بسیاری

از کتب ادبیات و تاریخ که به شرح حال او پرداخته اند، ذکر شده است و همچنین در صفحات اول و آخر نسخه های خطی که در آنها تحقیق کرده ایم آمده است. ولی ما کنیه دیگری برای او پیدا کرده ایم و آن ابوالقاسم است که آن

را یاقوت از ابوالحسن بیهقی نقل کرده در حالیکه ابتدا او را ابوالحسن می نامد. چیزی که صحت این کنیه را ثابت می کند خطاب «البارع الزوزنی» به اوست که می گوید:

اٌباقاسمٍ لازلتَ فینا عطیهً                  من الله لا اٌٌمست یدُ الدّهر مَجذودَه

ترجمه: ابوالقاسم، تو هنوز هم هدیهخداوند برای ما هستی، دست روزگار همیشه بسته نمی ماند.

 این بیت را باخرزی در کتاب دمیهٌ خود آورده است. عجیب نیست که باخرزی دو کنیه داشته باشد چون، بارها در کتب شرح حال، دیده ایم که ممکن است یک شخص چند کنیه داشته باشد. حتی ممکن است

یک نفر به نام  دو تن از فرزندان خود مورد خطاب قرار گیرد

و یا اینکه با کنیۀ خاصی بدون داشتن فرزند و یا به نام فرزند

بزرگ و یا فرزند مشهور خود مورد خطاب واقع شود. ولی ما فکر می کنیم که کنیه ابوالحسن از نام پدر او «حسن» گرفته شده باشد. وی در دیوان خود در این زمینه گفته است:

لقدکنتُ اٌ عرف با بن الحسن                                            فلقَّبنی العشقُ با بن الحَزَن

 ترجمه: من به نام فرزند حسن معروف بودم ولی عشق مرا فرزند حزن واندوه لقب داد.
(با خرزی، ۱۴۱۴، ۳/۱۵۴۲و۱۵۴۳).

اورا سنخی نیز گفته اند که سنخ یکی از روستاهای خراسان بوده

است و باخرزی در آغاز کارش در زادگاه خودش به کسب علم پرداخت و در نیشابور فقه خواند و در جلسه درس فقه عبدالله بن یوسف جوینی(متوفی ۴۳۸ق) حضور یافت و سپس به ادب و نویسندگی علاقمند شد(فروخ، ۱۹۸۹، ۳/۱۷۰).

منابعی که در شرح احوال او می شناسیم، چندان متعدد نیست و کهن ترین آنها کتاب خود او، دمیه القصر است که در جای جای کتاب به ویژه در مقدمه پرتصنع آن به مراحل زندگی خود اشاره کرده، هرچند که شیفتگی به آرایه پردازی، گاه این اطلاعات را گنگ ساخته است.(باخرزی،۱۴۱۲،۲/۷۹۱ ).

درتاریخ و فرهنگ ایران، باخرزی از آن جهت اعتباری می یابد که وضعیت زبان و ادب عربی را در جامعه ایران سده پنجم قمری باز می نماید، به ویژه که او در سلسله یتیمه-دمیه- خریده حلقه میانی است. هرگاه این آثار

از دیدگاه ادبی- جامعه شناسی- تاریخی مورد بررسی قرار گیرند و با آثار فارسی به ویژه لباب الالباب اثر عوفی(۶۲۸ق) قیاس شوند، آنگاه می توان درباره تاریخ ادب در سرزمین گسترده ایران، طی شش سده هوشمندانه تر اظهار نظر کرد.

 

۱-۳ پدر او و مقام و منزلت وی

اِنَّ کلامَ  اُبی احمدَ الحسن                                      أُسا کلام الهموم و الحزن

ترجمه: سخن ابو احمدالحسن، سخن غم انگیز و کلام اندوه و حزن است.

ولی باخرزی چیزی در این مورد نگفته است پس معلوم میشود که پدر نیز مانند پسر دارای دو کنیه بوده است. از شرح حال جامع و کلی که باخرزی

مطالعه و بررسی دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر باخزری شاعر ایرانی اشعار عربی

0 نقد و بررسی
وضعیت کالا : موجود است.
شناسه محصول : 1803

مطالعه و بررسی دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر باخزری شاعر ایرانی اشعار عربی

قیمت : تومان19,000